حکایت

 

بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است:

 «کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!!!»

شرح حکایت

برای ایجاد تغییر در محیط، باید ابتدا محدوده تحت نفوذ خود را شناسایی کرده و سپس برای ایجاد تغییر در آن محدوده، برنامه ریزی و اقدام نمود.

/ 2 نظر / 3 بازدید
عاطفه

وبلاگ جالبی بود. داستانهای قشنگی بود علی جان . موفق باشی همیشه

عاطی

دوبار ه سلام علی آقا. واقعا وبلاگ قشنگ و پر معنایی داری. دستت درد نکنه.خیلی خوشم اومد. امیدوارم موفق باشی[لبخند][گل]