شعـــر نو

شب ها گریختند و تو چون بادهای سرد
همراه با سیاهی شب ها گریختی
در راه خود ، ز شاخه ی زرد حیات من
عشق مرا چو برگ خزان دیده ریختی
من چون غباری از
دل شب های بی امید
برخاستم که خوش بنشینم به دامنت
آواره بخت من !‌ که تو چون نوعروس باد
رفتی ، چنانکه کس نشد آگه  ز رفتنت
شب ها گریختند و ، تو ...

/ 1 نظر / 14 بازدید
aryan

بسیار زیبا بود!خوشحال می شم به وبلاگ منم سر بزنید! http://ghasedakpoems.mihanblog.com/