داستان خوشبخت ترین آدم دنیا!

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت:  «نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند»
تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند  تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست.
تنها یکی از مردان دانا گفت : که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند، اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید،  پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود.
شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد. آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند  ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند.  حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.
آن که ثروت داشت، بیمار بود.

فرستنده:زینب

/ 4 نظر / 4 بازدید
محمد علی

با سلام و عرض ادب...[گل] با چند مطلب جدید منتظرتان هستم موفق و موید باشید. دلم گرفته آسمان http://asemondelamgerefte.persianblog.ir/ داستانهای کوتاه http://daryayedastan.persianblog.ir/ کاش می شد بچه بودم غمی نداشتم شبا راحت چشامو رو هم می ذاشتم می خوابیدم خوابای ساده می دیدم آدما رو ، همه آزاده می دیدم توی دنیای قشنگم ، نه غمی بود و نه دردی نه دل تنگی و نه خونه ی سردی واسه من دیدنی بودن شاپرک ها وقتی که پر می کشیدن سوی گل ها سوار اسب خیالم تا دل ابرا می تاختم میون ستاره ها خونه می ساختم می شدم همسایه ی خورشید زیبا از تو آسمون می رفتم توی دریا مثل ماهی توی آب سفر می کردم از تموم دریاها گذر می کردم خبر از جنگ بزرگترا نداشتم توی سینه ها گل امید می کاشتم رو لبام ترانه ی مهر و وفا بود دل کوچیکم پر از عشق ِخدا بود [لبخند]

jarianezende

0. تسلط استاد رام الله در علوم باطنی و موضوعات ماورایی، واقعاً حیرت‏انگیز بوده و شیوه‏های تفكر، و روش‏های مشاهده و اندیشیدن او به راستی استثنایی است. www.oloomebateni.com oloomebateni.net zayesherooh.persianblog.ir roohzaee.blogfa.com roohzaee.mihanblog.com oloombateni.com

زینب

ممنون از لطفت[لبخند]

زینب

فقیر به دنبال شادی ثروتمند و ثروتمند به دنبال آرامش زندگی فقیر است، کودک به دنبال آزادی بزرگتر و بزرگتر به دنبال سادگی کودک است، پیر به دنبال قدرت جوان و جوان در پی تجربه سالمند است، آنان که رفته اند در آرزوی بازگشت،و آنان که مانده اند در رویای رفتن… خدایا!‏‎ ‎کدامین پل در کجای دنیا شکسته است که هیچکس به مقصد خود نمیرسد؟‎