داستان های زیبا
داستان زیبا,سخنان زیبا
قالب وبلاگ

یه روز بهم گفت:می‌خوام باهات دوست باشم ، آخه می‌دونی، من اینجا خیلی تنهام

 بهش لبخند زدم و گفتم: آره می‌دونم. فکر خوبیه.من هم خیلی تنهام

 یه روز دیگه بهم گفت: می‌خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه می‌دونی، من اینجا خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: آره می‌دونم. فکر خوبیه، من هم خیلی تنهام

یه روز دیگه گفت: می‌خوام برم یه جای دور، جایی که هیچ مزاحمی نباشه،

 بعد که همه چیز روبراه شد تو هم بیا.. آخه می‌دونی، من اینجا خیلی تنهام

بهش لبخند زدم و گفتم: آره می‌دونم، من هم خیلی تنهام

یه روز تو نامه ا‌ش نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم ،آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام

 براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره می‌دونم. فکر خوبیه.من هم خیلی تنهام

 یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت: من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه

می‌دونی، من اینجا خیلی تنهام

 براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره می‌دونم. فکر خوبیه ،من هم خیلی تنهام

حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی
خوشحالم و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که
نمی دونه من هنوز هم خیلی تنهام

[ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ ] [ ٥:٠٢ ‎ب.ظ ] [شب کویــر]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اگر کسی مرا خواست ، بگویید رفته باران‌ها را تماشا کند . و اگر اصرار کرد ، بگویید برای دیدن توفان‌ها رفته است . و اگر باز هم سماجت کرد ، بگویید رفته است تا دیگر باز نگردد .
صفحات دیگر
امکانات وب


ایران رمان