داستان های زیبا
داستان زیبا,سخنان زیبا
قالب وبلاگ

شب ها گریختند و تو چون بادهای سرد
همراه با سیاهی شب ها گریختی
در راه خود ، ز شاخه ی زرد حیات من
عشق مرا چو برگ خزان دیده ریختی
من چون غباری از
دل شب های بی امید
برخاستم که خوش بنشینم به دامنت
آواره بخت من !‌ که تو چون نوعروس باد
رفتی ، چنانکه کس نشد آگه  ز رفتنت
شب ها گریختند و ، تو ...

[ یکشنبه ٧ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ] [شب کویــر]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اگر کسی مرا خواست ، بگویید رفته باران‌ها را تماشا کند . و اگر اصرار کرد ، بگویید برای دیدن توفان‌ها رفته است . و اگر باز هم سماجت کرد ، بگویید رفته است تا دیگر باز نگردد .
صفحات دیگر
امکانات وب


ایران رمان