داستان های زیبا
داستان زیبا,سخنان زیبا
قالب وبلاگ
- یارو نه درس خونده؛ نه شغلی داره؛ نه ماشینی... خلاصه هیچی نداره؛ ازش می پرسی ازدواج کردی؟ با اعتماد به نفس میگه هنوز دم به تله ندادم! لامصب تو خودت تله ای!
 - امروز سوار یه تاکسی شدم کولرش روشن بود، می خواستم سرمو بچسبونم به شیشه و از خوشی گریه کنم!
- رفتم از دکه روزنامه بخرم یه زنه اومده میگه آقا ببخشید آدامس موزی دارید؟ مرده یه آدامس موزی بهش داده، زنه میگه نه یه طعم دیگشو میخوام!
- روش های رفتن به خارج: 1- اتوبوس 2- قطار 3- هواپیما 4- فتوشاپ
 - از خر خر تر، مرغ ماهی خاره، چون همش ماهی می خوره! یعنی هیچ وقت از ماهی زده نشده؟ مثلا هوس قرومه سبزی نمی کنه ؟
- کسی رو برای زندگیت انتخاب کن، که اگه آب گرمکن هم تو صورتش ترکید؛ بهونه های دیگه ای هم برای ادامه زندگی باهاش داشته باشی!
- در سه حالت میتونی برای دیگران مهم باشی: 1. خوشگل باشی 2. پولدار یا مشهور باشی 3. بمیری
- نیازمندی ها، فوری! به یک دلیل خوب برای زندگی کردن نیازمندیم
- نقش شاگرد مغازه در فیلم های ایرانی: - هی پسر بپر برو سر کوچه دو کیلو شیرینی بخر بیار - چشم اوستاااا
- یک ضرب المثل کره ای هست که میگه: چینی اگر عقل داشت، ژاپنی میشد!
 - این بچه های جدید چی میفهمن از زندگی؟ چی حالیشونه؟ وقتی یه دست گل کوچیک تو خیابون نزدن
- لذتی که در 10شدن امتحان با تقلب هست، در 20 شدنش بدون تقلب نیست.
- شنیدین این پسرای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟ یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من! ازدواج که قصد نمی خواد! پول می خواد که تو نداری!
 - این دخترای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟ یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من! ازدواج که قصد نمی خواد! خواستگار می خواد که تو نداری!
- در زندگی هر انسانی چیزهایی هست که به خودش هم مربوط نیست، چه رسد به شما دوست عزیز.
- واقعا واسه آیفون )دربازکن) توی ایران فرهنگ سازی نشد. می پرسی کیه؟ میگه بازکن، خوب برادر من دارم سوال ازت می پرسم قشنگ گوش کن و پاسخ مناسب بده!
 - اون روزی که مادر پدرا بفهمن دیگه لازم نیست وقتی با خارج حرف میزنن پای تلفن داد بزنن، اون روز روز عید جوانه های بهاریه.
 - اونقدری که واسه تو مایه گذاشتم، اگه به دسته بیل آب می دادم تا حالا میوه داده بود.
-  گاهی باید دست از سرش برداری... و به جاش از پات، برای شوت کردنش استفاده کنی.
- الان نزدیک به نیم ساعته که ایرانسل بهم اس نمیده، دلم شور میزنه.
 - از صبح تا حالا یه کله دارم درس می خونم یه لحظه خواستم گوشیمو نگاه کنم ببینم ساعت چنده! یه دفه زرتی مامانم اومد تو اتاق و یه بشقاب پر میوه و تنقلات آورده بود، تا منو دید گفت ?منو باش فکر می کردم بچم داره درس میخونه برم به تغذیش برسم، خاک تو سرت? در رو محکم بست و رفت بیرون!
 - به یارو میگم 12 تا نون بده، ماشین حساب درآورده
 - قدیما می گفتن: ما از صفر شروع کردیم تا به اینجا رسیدیم! آخه این صفر لامصب کجاست که ما هرچی جون می کنیم بهش نمی رسیم؟
- یه روز غضنفر سوار هواپیما میشه یهو هواپیما سقوط می کنه... (البته این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه!)
- یکی از دو راهی های زندگی وقتی است که نمی دانید در شیشه ای مقابل تان را باید بکشید یا فشار دهید.
- تا حالا دقت کردین همه شب ها عین جغد بیداریم ولی شب امتحان ساعت 8 رو کتاب خوابمون می بره؟
 - توی تهران، کل جدول مندلیف رو با یه نفس می کشی تو بدن
 - میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو می زنی پول برمیداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو اشتباهی می زنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدی ها
 
[ چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱ ] [ ۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [شب کویــر]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اگر کسی مرا خواست ، بگویید رفته باران‌ها را تماشا کند . و اگر اصرار کرد ، بگویید برای دیدن توفان‌ها رفته است . و اگر باز هم سماجت کرد ، بگویید رفته است تا دیگر باز نگردد .
صفحات دیگر
امکانات وب


ایران رمان