داستان های زیبا
داستان زیبا,سخنان زیبا
قالب وبلاگ

یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یک پسر مسلمون میگه:

چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن؟؟

پسر مسلمون لبخندی میزنه و میگه:

ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟و هر مردی ملکه انگلستانو لمس کنه؟

پسره انگلیسی با عصبانیت میگه:

نه!مگه فرد عادیه فقط افراد خاصی میتون با ایشون در رابطه باشن!!!

پسر مسلمون میگه:

خانومای ما همه شون ملکه هستن!!!

[ دوشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٧:٢٦ ‎ب.ظ ] [شب کویــر]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اگر کسی مرا خواست ، بگویید رفته باران‌ها را تماشا کند . و اگر اصرار کرد ، بگویید برای دیدن توفان‌ها رفته است . و اگر باز هم سماجت کرد ، بگویید رفته است تا دیگر باز نگردد .
صفحات دیگر
امکانات وب


ایران رمان