داستان های زیبا
داستان زیبا,سخنان زیبا
قالب وبلاگ

تاکه بودیم,نبودیم کسی       کشت ماراغم بی هم نفسی

تاکه خفتیم همه بیدار شدند    تاکه مردیم همه یارشدند

 قدرآن شیشه بدانیدکه هست    نه درآن موقع که افتادوشکست

[ چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [شب کویــر]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اگر کسی مرا خواست ، بگویید رفته باران‌ها را تماشا کند . و اگر اصرار کرد ، بگویید برای دیدن توفان‌ها رفته است . و اگر باز هم سماجت کرد ، بگویید رفته است تا دیگر باز نگردد .
صفحات دیگر
امکانات وب


ایران رمان