داستان های زیبا
داستان زیبا,سخنان زیبا
قالب وبلاگ

سال ها پیش نوشته زیر رو روی یه دیوار دیدم ,واقعا منو به فکرفرو برد امروز یادش افتادم واسه همین دیدم بد نیست اینجا یادی ازش کنم

همیشه ناراحت بودم که چرا کفش ندارم,روزی مردی را دیدم که پا نداشت

[ پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [شب کویــر]

به خود می گویم اگر این عشق نبود

زندگی کوچه بن بستی بود

و چه بی حاصل بود

پشت دیوار بلند تکرار

بهر یک لقمه نان

یا هم آغوشی یار

روز تا شب بدویم

[ پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ] [شب کویــر]

به دستت نیک بنگر

پاسخت آنجاست

تو خواهی دید

در هر پینه دستت

نشان سرنوشتی را که میسازی

[ دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [شب کویــر]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اگر کسی مرا خواست ، بگویید رفته باران‌ها را تماشا کند . و اگر اصرار کرد ، بگویید برای دیدن توفان‌ها رفته است . و اگر باز هم سماجت کرد ، بگویید رفته است تا دیگر باز نگردد .
صفحات دیگر
امکانات وب


ایران رمان